Friday, 22 January , 2021
امروز : جمعه, ۳ بهمن , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 20653
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۹ | 202 بازدید |

ایران، افغانستان و مهاجرت به توان تکرار

سینما جریان | مهاجرت یکی از سوژه های محبوب فیلمسازان از گذشته تا به امروز بوده که هر چه زمان جلوتر رفته عمق بیشتری پیدا کرده و ضرورت پرداختن به آن نیز بیشتر احساس می شود. به ویژه اینکه در سال های اخیر پدیده شوم جنگ روی بخش های زیادی از کشوری مثل سوریه سایه انداخته و موج عظیمی از مهاجرت را به سمت کشورهای مختلف از همسایگان تا کشورهای اروپایی غربی را رقم زده است.
ایران، افغانستان و مهاجرت به توان تکرار

با توجه به اینکه افغانستان بیشترین حجم مهاجر را به ایران داشته و مردم آن نیز اشتراک زبانی با ایرانیان دارند، سوژه ای بسیار جذاب برای فیلمسازانی به حساب می آید که دغدغه های عمیق اجتماعی دارند. به همین خاطر هم در سال های اخیر فیلم هایی از این دست در سینمای ایران تولید شده که بعضا به موفقیت های بین المللی دست پیدا کرده و در داخل نیز مورد توجه منتقدان و اهالی رسانه نیز قرار گرفته است.
«جمشید و نوید محمودی» از جمله همین مهاجران افغان هستند که از کودکی در ایران رشد کرده، به تحصیل پرداخته و سرانجام وارد عرصه هنرهای نمایشی شده اند. این دو پس از موفقیت بین المللی فیلم «چند متر مکعب عشق» به یک فرمول دست پیدا کرده و با توسل به آن چند فیلم سینمایی تولید کردند. آثاری در باب مصائبی که در ایران بر سر مهاجران افغان نازل شده و در این مسیر هیچ روزنه ای برای رسیدن به رستگاری به چشم نمی خورد!.
آخرین ساخته سینمایی محمودی ها که این روزها در حال اکران آنلاین در پلتفرم های گوناگون است، «مردن در آب مطهر» است که تمامی المان های فیلم های قبلی این دو را با خود دارد. افتتاحیه فیلم در محیط تنگ و خفقان آور باکس زیرین اتوبوس مسافری که در آن چند مهاجر غیرقانونی افغان حضور دارند، می گذرد و قرار است از طریق دیالوگ های ردوبدل شده میان آنها پی به دلیل مهاجرتشان ببریم.
موقعیتی کاملا چیده شده با دیالوگ های سطحی و عشقی خلق الساعه که میان «رونا» (شخصیت محبوب و همیشگی فیلم های برادران محمودی) و «حامد» شکل گرفته و قصه اصلی فیلم با درونمایه مهاجرت محسوب می شود. در پرده نخست فیلمنامه، نقطه عطف جای درستی قرار گرفته و موتور آن را به بهترین شکل روشن می کند: جایی که سهراب چک پول های تقلبی را به قاچاق پران داده و دو نفری فرار می کنند. از اینجا به بعد، نویسنده فیلمنامه بیشتر روی رابطه سهراب و حامد متمرکز شده و دست به فضاسازی می زند. در عین حال روی افراطی گری های مدل طالبان نیز مانور می دهد اما این کار را با ظرافت انجام نمی دهد.
سکانس دویدن ملای میانسال با چاقویی در دست را در پرده نخست قرار داده که به دنبال پسربچه ای ده ساله که ختنه نشده است، می دود و دم از سنت و … می زند. نویسنده فیلمنامه پس از آن و به عنوان یک حادثه محرک، سکانس گفتگوی تلفنی حامد با برادرش سعید را قرار داده تا به ایده تغییر دین برای تسهیل در امر مهاجرت حامد برسد. از طرف دیگر در پرداخت شخصیت حامد او را فردی مقید به مذهب نشان داده و سهراب را در نقطه مقابلش قرار داده که کل کاسبی اش هم بر اساس تقلب و جعل شکل گرفته است!.
داستانک مربوط به خواهر سهراب نیز در همین راستا قرار داشته و به مهاجرتی ناموفق بازمی گردد که می تواند قرینه آینده حامد در مهاجرت همراه با تغییر دین اش باشد. «مردن در آب مطهر» تا نقطه عطف دوم و مواجه شدن حامد با رونا در خانه ای که زنان مهاجر افغان پیش از سفر به اروپا چند روزی را در آنجا می گذرانند، نسبتا خوب پیش می رود اما به یکباره همه چیز به هم می ریزد.
این نقطه عطف کاملا براساس عنصری کلیشه ای به نام تصادف شکل گرفته و برای تماشاگر به هیچ وجه قانع کننده به نظر نمی رسد. نکته دیگر اینکه در آثار برادران محمودی، عشق همیشه قربانی شده و آدم های دو سوی ماجرا به تلخ ترین شکل از هم جدا می شوند که همین موضوع دست محمودی ها را پیش تماشاگران این فیلم نیز رو کرده و پایان آن را ناخودآگاه لو می دهد!.
«مردن در آب مطهر» به مانند فیلم های دیگر جمشید محمودی، زمان کوتاهی داشته و ۷۵ دقیقه است که در کمال تعجب تا حدودی هم طولانی به نظر می رسد!. چرا که قصه لاغر و کم افت و خیزی داشته و در آن خبری از داستانک های جذاب و خوب پرداخت شده نیست. در چنین وضعیتی، فیلمساز برای آن که فیلمش را به زمان استاندارد اکران برساند به سراغ کش دادن برخی سکانس ها رفته و موقعیت های دراماتیک غیرضروری و فاقد کارکرد می رود که نمونه آن را در گفتگوی شبانه سهراب با مرد طلبکار جلوی خانه اش می بینیم.
نمادها و استعاره ها عناصری جذاب برای هنر هفتم هستند که چگونگی به کارگیری شان می تواند موفقیت یا عدم موفقیتشان را رقم می زند.
کاری که «جمشید محمودی» در قامت نویسنده فیلمنامه و کارگردان انجام داده اما فاقد ظرافت به نظر می رسد. برای مثال هم می توان به ترس حامد از آب و دریا در سکانس نخست فیلم در تقابل با علاقه فراوان رونا به شنا در همان آب اشاره کرد. از طرف دیگر آب در مسیحیت نمادی از پاک شدن و همان غسل تعمید است که وقتی آن را در کنار کتاب داخل کوله رونا با صلیب بزرگ چاپ شده روی آن قرار می دهیم، استعاره دیگری شکل می گیرد.
بازی های «مردن در آب مطهر» همچون دیگر ساخته های جمشید محمودی در یک سطح کاملا متوسط قرار داشته و بازیگرانی همچون: «متین حیدری نیا»، «ندا جبرئیلی» و «علی شادمان» در برانگیختن حس همذات پنداری تماشاگران چندان موفق نبوده اند. به نظر می رسد که مدل فیلمسازی محبوب برادران محمودی که به یک تجارت سینمایی مطمئن با کمترین ریسک ممکن تبدیل شده، به آخر خطر خود رسیده و باید شیوه های جدیدتر و خلاقانه تری را امتحان کنند.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.