Wednesday, 15 July , 2020
امروز : چهارشنبه, ۲۵ تیر , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 17724
  پرینت تاریخ انتشار : ۰۴ تیر ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۴ | 291 بازدید |

حکایت تلخ طاهر

سینما جریان | سال ها پیش جایی میانه دهه شصت، با حجم زیادی از فیلم های سینمایی روبرو می شویم که خود را چندان مکلف به قصه گویی ندانسته و شاعرانگی را جایگزین آن کرده اند. شکلی از سینمای نخبه گرای گلخانه ای با این تفاوت که در راضی نگه داشتن همان دسته از مخاطبان هم با مشکلات اساسی مواجه بوده اند.
حکایت تلخ طاهر

پس از پایان جنگ و رفتن سینمای ایران به سمت آثاری برای مخاطب عام، به مرور فیلم هایی از این جنس کمتر و کمتر شده و منتقدان هم با بی تفاوتی از کنارشان عبور کردند. در سالیان اخیر گروه سینمای هنر و تجربه که اساسا به دنبال ایجاد فضا برای پخش آثار فیلمسازان جوان در حوزه سینما است، راه را برای تولید آثار نخبه پسند کم هزینه باز کرد و دست فیلمسازان جوان را برای آزمون و خطا باز گذاشت. در کنار آنها، گاه به تک و توک نمونه هایی از این جنس برمی خوریم که نامی شناخته شده را روی پیشانی خود داشته و به همین سبب نیز از اکران عمومی گسترده تری برخوردار شده اند.
«حکایت دریا» ساخته «بهمن فرمان آرا» از شاخص ترین این آثار است که می توانست در اکران عمومی به یک موفقیت نسبی دست پیدا کند. موضوعی که با توجه به شیوع بیماری کرونا، منتفی شده و حکایت دریا را به یکی از گزینه های اکران آنلاین تبدیل کرد.
«بهمن فرمان آرا» به شهادت کارنامه فیلمسازی اش، علاقه فراوان به مقوله مرگ و تقابل آن با زندگی داشته و به این مفهوم بنیادین نگاهی کاملا جدی دارد. از «بوی کافور، عطر یاس» و «خانه ای روی آب» تا «یه بوس کوچولو» و همین حکایت دریا که همگی آنها همچون دانه های یک تسبیح در کنار هم قرار گرفته اند. در اینجا با نویسنده ای میانسال (طاهر) مبتلا به اسکیزوفرنی روبرو هستیم که پس از مرخص شدن از بیمارستان روانی همراه همسرش (ژاله)، به ویلای کنار دریای خود می روند.
فیلمنامه حکایت دریا که خود فرمان آرا آن را نوشته، یک فیلمنامه شخصیت محور به حساب می آید که بخش مهمی از بار دراماتیکش را قهرمان آن (طاهر) به دوش می کشد. نویسنده مشهور به ته خط رسیده ای که در زمان گم شده و با آدم هایی ملاقات می کند که هیچیک زنده نیستند!. برای مثال می توان به هوشنگ دوست قدیمی طاهر که می تواند یادآور زنده یاد هوشنگ گلشیری باشد، اشاره کرد که با طاهر رو به دریای خروشان به گفتگو می نشیند!. یکی از بهترین سکانس های فیلم که هم خوب نوشته و هم خوب اجرا شده است. در کنار آن باید به سکانس گفتگوی ژاله و طاهر سر میز صبحانه اشاره کرد که یک دیالوگ درخشان با محوریت سیگار کشیدن ژاله با توجه به مشکل قلبی قدیمی اش دارد. از آن دست دیالوگ هایی که در فیلم های بهمن فرمان آرا بسیار دیده شده و گاه در ذهن مخاطبانش حک شده اند.
با ورود امیر شاگرد قدیمی طاهر در دانشگاه که سابقه سیاسی داشته و اخراج شده، نقطه عطف پرده نخست فیلمنامه شکل گرفته و قصه وارد فاز تازه ای می شود. گفتگوی نه چندان طولانی این دو کنار ساحل، پر از دیالوگ های جذاب و دوپهلو است که به خوبی لایه های درونی امیر و شکل رابطه اش با طاهر را روشن می کند. رابطه ژاله و طاهر دیگر بخش مهم فیلمنامه حکایت دریا است که فرمان آرا تعمدا آن را به شکلی سرد و مونوتن برگزار کرده است. رابطه از هم گسسته ای که یک سوی آن طاهر روان پریش قرار گرفته و سوی دیگر آن ژاله ای است که از فراز و فرودهای زندگی با نویسنده ای مشهور، خسته و دلزده است. موضوعی که ژاله در سکانس نخست فیلم (گفتگو با دکتر روان شناس) به صراحت به آن اشاره کرده و پیش زمینه ذهنی مناسبی برای تماشاگران فیلم به وجود می آورد. با ورود پروانه (دختر نگار که در جوانی با طاهر رابطه داشته)، فیلم جان تازه ای گرفته و زمینه را برای رسیدن به نقطه عطف دوم فراهم می کند. فرمان آرا در بخش مهمی از حکایت دریا، قصه خود را به سمت و سویی برده تا بتواند نیش و کنایه های خود را تمام و کمال بزند!. از سیاست و فرهنگ گرفته تا اقتصاد و جامعه. همین امر هم لطمات زیادی به پیکره فیلم وارد کرده و حواس فیلمساز را از وجوه دیگر فیلمسازی پرت کرده است!. برای مثال می توان به سکانس دود زده شدن آشپزخانه در غیاب ژاله و دوستش که فرمان آرا هیچ هویتی به او نداده و صرفا حکم ابزار صحنه را دارد، اشاره کرد که بیشتر از آن که تماشاگر را نگران حال و روز طاهر کند، می خنداند!.
بهمن فرمان آرا که در کمال تعجب چنین فیلم تلخ و سیاهی را به عباس کیارستمی که همیشه خود و فیلم هایش سمبلی از امید به زندگی به حساب می آیند تقدیم کرده، مهمترین نقش حکایت دریا را خود بازی کرده و آن را به پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است.
علاقه فیلمساز به اینکه فیلم را به یک حدیث نفس تبدیل کرده و آن را به شخصی ترین فیلم کارنامه اش تبدیل کند، لطمه شدیدی به کلیت آن وارد کرده و حکایت دریا را به یکی از کارهای ضعیف کارنامه سینمایی اش تبدیل کرده است. در این بین بازی کنترل شده فاطمه معتمدآریا در نقش ژاله نیز به هر چه بیشتر دیده شدن ناپختگی های بازی فرمان آرا منجر شده است!. «صابر ابر» هم در حضور کوتاهش در نقش امیر همان ابر همیشگی است که کمک چندانی به بالا بردن کیفیت فیلم نمی کند. درست در نقطه مقابل او «لیلا حاتمی» قرار دارد که سردی چهره اش کاملا به کار نقشش آمده و گرمای بیشتری به یک سوم پایانی فیلم می بخشد.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : دیدگاه‌ها برای حکایت تلخ طاهر بسته هستند

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.