Monday, 21 October , 2019
امروز : دوشنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۸
شناسه خبر : 12736
  پرینت تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۱ | 175 بازدید |

درباره فیلم «راهزنان»

سینما جریان | بخش اختصاصی «مروارید» می کوشد یافته ها، کشفیات، دانسته ها، و مرواریدهای کوچک و روزمره ای در قالب فیلم، سریال، کتاب، مجله و موسیقی و هر یافته ی مرواریدگونه ی دیگری را معرفی کرده و به مخاطبان خود ارائه نماید.
درباره فیلم «راهزنان»

مروارید دوم | سینما | «راهزنان»

۱ـ از محصولات کمپانی معظم و حالا غول آسای نتفلیکس (که حالا انگار دارد با پدیده هایی مثل استریم و فیلم ها و سریال هایش، مرزهای اینترتینمنت و پارادایم تولید انبوه فرهنگیدر صنعت فرهنگ و هنر را به کلی عوض می کند) در سال ۲۰۱۹، یکی هم محصول ارزشمندی است با نام Highwayman (که هم می شود «راهزنان» ترجمه کرد و هم «راهگیران»؛ که کنایه ای است از این که پلیس ها و راهزنان می توانند خیلی هم تفاوتی نداشته باشند!!)

۲ـ احتمالاً همه بانی و کلاید را می شناسیم؛ بانی پارکر و کلاید بارو، دو هم محلیِ در مرز ۲۱ سالگی و بی حوصله و بی اعصاب در اواسط دهه ۴۰ و در گذار از سال های پس از بحران بزرگ مالی امریکا، که یک روز اتفاقی با هم آشنا می شوند و تصمیم می گیرند برای فرار از روزمرگی و بی حوصلگی و گرما!!، باندی تشکیل بدهند و بانک بزنند و حال پلیس ها را بگیرند.. این طور می شود که در یک دوره کوتاه چند ماهه، در قامت یک زوج گنگستر و خلافکار، ده ها بانک را سرقت می کنند و چندین پلیس را با بی رحمی تمام می کشند و مدام در حال فرار، حتی نزد بسیاری از مردمِ خسته از سیاست های اقتصادی دولت و بحران بزرگ اقتصادی و ظلم بانکداران، به رابین هودهای مدرنی تبدیل می شوند که از ظالمان و ثروتمندان می دزدند و به فقرا می رسند!! در پایان این مدت کوتاه پر از هیجان، با تله گذاری دو پلیس مسن و همکاری خانوده یکی از همراهان این زوج، با بیش از ۱۰۰ گلوله کشته می شوند و جنازه های آش و لاششان در ماشین سوراخ سوراخ شده شان، در شهر گردانده می شود؛ در حالی که جمعیتی عظیم، آن ها را چون قدیسانی ستایش می کنند و حتی در مراسم تدفینشان، بیش از ۲۰ هزار نفر شرکت می کنند!!

۳ـ  آرتور پن کبیر در سال ۱۹۶۷ بر مبنای داستان زندگی کوتاه این زوج بانک زن، با بازی فی داناوی و وارن بیتی، حماسه ای واقعاً همدلانه و دوست داشتنی از این دو گنگستر خلق کرد که راستش نمی شد دوستشان نداشت (و اصلا دوست نداشتن وارن بیتی و فی داناوی در آن سال ها واقعاً کار سختی بود!!).

۴ـ حالا بیایید زاویه نگاهمان را عوض کنیم و داستان را از زاویه دید دو پلیس مسن اما کارکشته (میتی و به خصوص فرانک هیمر با بازی های عالی کوین کاستنر و وودی هارلسون) تماشا کنیم: این دو از طرف دولت مأمور می شوند قدم به قدم دنبال این زوج باشند و شکارشان کنند… در حالی که به واسطه زاویه دید و شیوه روایت هوشمندانه جان لی هنکاک، تا پایان فیلم، زوج تبهکار تقریباً صورت ندارند و از دید مخاطب، در هاله ای محو، تحت تعقیب این دو پلیس خشن و نه چندان اخلاق گرا قرار دارند؛ نتیجه این که به تلافی شلیک بیش از ۱۰۰ گلوله در ماجرای فراری دادن همدستانشان از زندان و خشونت عجیبشان علیه پلیس ها، با بیش از ۱۰۰ گلوله پلیس ها کشته می شوند.

۵٫ همینجاست که می شود ارجاعی غیر مستقیم داد به نام و مضمون و شیوه روایت فیلم: این که، انگار خیلی هم تفاوتی بین قانون مدار و قانون شکن وجود ندارد!!

نویسنده : حسام شکیبا | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.