سه شنبه, ۲۷ اردیبهشت , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5427 تعداد نوشته های امروز : 0×

سینما، جریان دارد...

«شهادت پیوتر اوهه» در تالار حافظ به روی صحنه می‌رود احکام اعضاء کارگروه ارزیابی و برنامه‌ریزی جشنواره کودکان و نوجوانان صادر شد / تاکید بر صرفه‌جویی اقتصادی در هزینه‌های غیر موثر نمایش «دختری در قطار» در حوزه هنری اجرا می‌شود فیلم‌های بخش رقابتی سیزدهمین جشنواره فیلم کوتاه «سایه» اعلام شد بهزاد عمرانی برای «ژولیت و شاه» خواند نامزدی «ما که هستیم؟» در پنج بخش اصلی جشنواره بین‌المللی نیس فرانسه زندگی ۶ مادر شهید سوژه «رخ مادر» شد اسامی برندگان چهاردهمین دوره جشن بزرگ منتقدان سینما اعلام شد معرفی هیات داوران هشتمین جشنواره فیلم‌های ایرانی در زوریخ موافقت شورای صدور پروانه ساخت با پنج فیلم‌نامه سینمایی و دو فیلمنامه غیرسینمایی ایده‌های ۱۵ فیلمساز جوان فیلم می‌شود اعلام اسامی نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول و مکمل زن و مرد جشن منتقدان سینما «در ساحل» در جشنواره «عشق و امید بارسلونا» رقابت می‌کند برنامه پنج ‌ساله بنیاد سینمایی فارابی ابلاغ شد شورای صنفی جدید تشکیل می شود | اکران «مجبوریم» از ۲۱ اردیبهشت ماه

«درخت گردو» و فاجعه ای در ابعاد جهانی
۲۷ شهریور ۱۴۰۰ - ۹:۱۹
شناسه : 22362
9
اختصاصی «سینما جریان» | نگاهی به فیلم «درخت گردو» سینما جریان | در ادامه نقد و بررسی فیلم های روز سینمای ایران، «محمد جلیلوند» در یادداشتی برای سینما جریان، درباره فیلم «درخت گردو» ساخته «محمدحسین مهدویان» نوشته است.
نویسنده : محمد جلیلوند منبع : سینما جریان
پ
پ

پرداختن به فاجعه های انسانی در قالب یک اثر دراماتیزه شده، وظیفه ذاتی صنعتی به نام سینما است که در عین حال می تواند مخاطبان فراوان داشته و بخشی از هزینه های تولید سنگین آن را به جیب سازندگانش بازگرداند.
در دهه نود، سینمای ایران توجه ویژه ای به روایت ماجراهای تاریخ معاصر نشان داده که نمونه های شاخص آن را می توان در ساخته های «محمدحسین مهدویان» مشاهده کرد. به خصوص در «ماجرای نیمروز یک و دو» که روایتی از روزهای ملتهب پس از انقلاب اواخر دهه پنجاه و نیمه دوم دهه شصت بوده است.
«مهدویان» پس از این تجربه های موفق، این بار به سراغ فاجعه بمباران شیمیایی سردشت رفته و روایت تاثیرگذار و تکان دهنده ای را ارائه کرده است. او برای وارد شدن به این داستان تلخ نیز از یک روش کلاسیک و امتحان پس داده و صد البته کمتر مورد توجه سینماگران داخلی بهره گرفته که برای تماشاگران علاقمند و پیگیر سینمای جهان کاملا آشنا به نظر می رسد.
زن جوان معلم روستایی در حومه سردشت که همسر پزشک اش هم در این منطقه مشغول به کار است، راوی قصه است و فیلم هم در دو مقطع زمانی با فاصله ای ۲۹ ساله روایت می شود. جایی که معلم و همسرش به خانه مردی روستایی آمده اند که در حال احتضار است و سپس با یک فلش بک به تابستان ۱۳۶۶ برمی گردیم.
در نگاه نخست شاید نریشن ها اضافی به نظر برسد اما فیلم را به سمت فضای مستندگونه تری می برد تا تماشاگر را بیشتر تحت تاثیر قرار دهد. هر چند که می توانست کوتاه تر از اینها باشد. مهدویان در پرده نخست فیلمنامه «درخت گردو»، خیلی سریع قهرمان خود «قادر» را به تماشاگرانش معرفی کرده و به خوبی فضاسازی می کند. در عین حال کاشت هایی هم انجام می دهد که در ادامه عواطف تماشاگران فیلم را بیشتر تحریک می کند. برای مثال هم می توان به رفتار قادر با یکی از پسرانش بابت درس نخواندن هایش در مدرسه اشاره کرد که به حرف نزدن پدر با پسر ختم می شود و این موضوع پس از نقطه عطف پرده نخست و شیمیایی شدن همان پسر، تماشاگران فیلم را کاملا تحت تاثیر قرار می دهد.
از طرف دیگر، اشاره فیلمساز به ریختن تتمه بمب های هواپیماهای شکاری عراقی بر سر روستاهای مرزی، ایده هوشمندانه ای بوده که زندگی «قادر» به عنوان شخصیت مرکزی را تحت الشعاع خود قرار داده و فاجعه ای انسانی را به نمایش می گذارد.
«مهدویان» در پرده میانی، یک نقطه عطف خوب را رقم زده که به تنهایی های قادر عمق بیشتری بخشیده و شمایل یک قربانی تمام عیار را بخشیده است. به خصوص در سکانس تکان دهنده حفر قبر زیر درخت گردوی تناوری که نمادی از یک روستای مرزی کردنشین به حساب می آید. همانطور که در انتهای پرده میانی هم نقطه عطف درخشانی را قرار داده که به قلب تماشاگران «درخت گردو» چنگ انداخته و فضای عاطفی آن را تشدید می کند. نکته جالب دیگری که در فیلمنامه این فیلم به چشم می آید، شروع فیلم و حضور پررنگ کولبران در آن است بدون آن که به سمت نمادگرایی های سیاسی سطحی برود. درست مانند جایی که قادر پس از پایین آمدن از تریبون دادگاه لاهه که با موضوع جنایت جنگی شکل گرفته از سوی عراق در منطقه سردشت تشکیل شده، دیالوگی را به وکیل و مترجم خود در باب سرسختی و مظلومیت قوم کرد می گوید، بدون آن که اغراق آمیز و گل درشت جلوه می کند.
مهمترین نقطه قوت «درخت گردو» پس از فیلمنامه آن، به بازی درخشان و به شدت باورپذیر «پیمان معادی» در نقش قادر باز می گردد. او در این نقش بسیاری از عادت های همیشگی جلوی دوربینش را کنار گذاشته و به یک جوان کُرد تمام عیار تبدیل شده که در این مسیر به بهترین شکل از زبان بدن نیز سود جسته است. در عین حال، لهجه کردی را به خوبی فرا گرفته و یکدستی آن را در تمام مدت زمان فیلم حفظ کرده است.
اینکه تماشاگر با قادر و خانواده اش و مصائبی که بر سرشان هوار شده کاملا همذات پنداری می کند، بخش مهمی از آن به بازی فوق العاده معادی بازمی گردد. اما در نقطه مقابل او، «مهران مدیری» در نقش دکتر در دو برهه زمانی قرار دارد که همچنان در شکستن پوسته نقش های کمدی اش در بیست سال گذشته ناکام مانده و بازی بی رمق و بی حس و حالی را ارائه کرده که مهمترین پاشنه آشیل درخت گردو به حساب می آید. انتخابی که بیش از هر چیز به تهیه کننده فیلم «اول مارکت» و بده بستان های مدیری با این مجموعه باز می گردد.
«درخت گردو» با توجه به موضوع جهانی اش می تواند حضوری موفق در جشنواره های جهانی و مهمتر از آن اکران بین المللی داشته باشد منوط به اینکه از یک بازاریابی هوشمندانه بهره بگیرد.

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه در سینما جریان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت «سینما جریان» منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا و یا به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نمی‌شود.