Tuesday, 19 January , 2021
امروز : سه شنبه, ۳۰ دی , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 19667
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۷ | 177 بازدید |

«دوئت»: یک نوای ناکوک

سینما جریان | از ابتدای امسال که اپیدمی کرونا زندگی مردم جهان را مختل کرده و بیش از هر چیز به صنعت سینما لطمه وارد کرده، سینمای ایران نیز به تاسی از سینمای جهان به سمت اکران آنلاین رفته و تولیدات خود را در پلتفرم های این چنینی پیش روی مخاطبان خود قرار داده است. همین امر نیز سبب شده تا علاقمندان جدی تر سینمای ایران به بررسی فیلم ها از زاویه ژانر پرداخته و به نتایج جالبی برسند.
«دوئت»: یک نوای ناکوک

یکی از آنها، تولید افراطی ملودرام های اجتماعی است که گاه از فرط شباهت با یکدیگر، شگفت انگیز جلوه می کنند. در این بین استفاده از بازیگران تکراری نیز مزید بر علت شده و شباهت ها را پررنگ تر کرده است. برای مثال می توان از دو فیلمی که به تازگی اکران آنلاین شده و علی مصفا و هدیه تهرانی در هر دو ایفای نقش کرده اند، یاد کرد!. «دوئت» به کارگردانی «نوید دانش» که نخستین ساخته سینمایی وی نیز به حساب می آید، یکی از همین دو فیلم مورد اشاره است که خود یکی از دهها ملودرام جامعه محور سال های اخیر محسوب می شود.
دانش که دوئت را براساس فیلمنامه ای نوشته خودش کارگردانی کرده، سراغ تکه هایی از زندگی زناشویی دو زوج (سپیده و مسعود) از یک سو و (مینو و حامد) از سوی دیگر رفته که حلقه وصل آنها حامد، سپیده و گذشته میانشان است. یک داستان ساده و معمولی که نمونه های زیادی هم در سینمای ایران داشته و همین امر کار دانش، را برای ساخت اثری جذاب بسیار مشکل کرده است.
سکانس آغازین فیلم را می توان جزو بهترین سکانس های آن به حساب آورد که طی آن مینو در تاریک روشنی سحرگاه پشت فرمان اتومبیل نشسته و با تذکر خانم همسایه بابت باریکی کوچه، مجبور به دنده عقب گرفتن می شود. این صحنه به ظاهر بی ربط، ربط تماتیک خوبی با کلیت قصه «دوئت» و به خصوص وضعیت رابطه مینو با حامد داشته که در نهایت مجبور به عقب عقب رفتن در آن می شود. در ادامه، به وضع آشفته خانه اجاره ای در حال تعمیر این زوج که آب از سقف آن نشت کرده می رسیم که بیش از هر چیز نشان از وضعیت متزلزل زناشویی این دو دارد. دیدار سپیده و حامد در شهر کتابی که دوست مشترکشان آنجا را اداره می کند، نقطه عطف پرده نخست فیلمنامه محسوب می شود که به خوبی قصه را وارد مرحله تازه ای کرده و مخاطب را کنجکاو نگه می دارد.
در پرده میانی، حامد و سپیده از متن ماجرا مقداری دورتر شده و مسعود به عنوان ضلع دیگری از یک مربع پررنگ تر می شود. به موازات او، مینو هم وارد قضیه شده و به شیوه ای کاملا متفاوت با مسعود با عشق گذشته همسرش روبرو می شود. فیلمنامه دوئت در پرده میانی می توانست سروشکل بهتری داشته و جاندارتر به نظر برسد اما دچار آفتی شده که بخش مهمی از ملودرام های سال های اخیر سینمای ایران به آن مبتلا است.
چیزی که از سینمای اصغر فرهادی بیرون آمده و به شکلی ناقص و ناشیانه در بطن فیلم های یاد شده قرار گرفته است: فاصله گرفتن از قهرمان های فیلم و قطره چکانی اطلاعات دادن به تماشاگر درباره آنها و تلاش برای آن که شخصیت ها لایه های پنهان بیشتری داشته باشند. اتفاقی که در دوئت هم تمام و کمال رخ داده و تماشاگر برای پی بردن به آنچه که در گذشته میان حامد و سپیده گذشته، مشکلات اساسی دارد. همینطور رابطه مینو و حامد که که به مینی مال ترین شکل ممکن به آن پرداخته شده است!. مشکوک شدن مسعود به سپیده پس از بیرون آمدن از فروشگاه نیز منطق چندان درستی نداشته و به باور تماشاگران فیلم نمی نشیند.
در رابطه با پرداخت شخصیت ها هم فیلمنامه دوئت مشکلات جدی داشته و در شکل دادن شخصیت های اصلی خود ناتوان است. آن هم در فیلمی متکی بر شخصیت که می تواند نقشی کلیدی در همذات پنداری تماشاگر با آنها داشته باشد. مسعود به عنوان یک آرشیتکت موفق و ثروتمند که علاقه زیادی هم به همسرش دارد، پس از تماشای رنگ پریدگی سپیده پس از برخورد اتفاقی اش با حامد به یکباره کاروزندگی اش را رها کرده و در قامت یک شوهر حسود و شکاک وارد عمل می شود!. همین تناقض ها لطمه ای اساسی به این شخصیت وارد کرده و یک پای مربع شخصیت های اصلی فیلم را لنگ کرده است. در رابطه با سپیده نیز دانش کاملا قطره چکانی عمل کرده و تقریبا هیچ اطلاعات مفیدی درباره گذشته اش با حامد و آنچه که پیش آمده، نمی دهد!. حال وقتی این دو را در کنار حامد منفعل و الکن که حتی قادر به نگه داشتن عشق فعلی اش هم نیست قرار می دهیم، می فهمیم که چرا فیلمی همچون: دوئت در ارتباط گیری با تماشاگر ناموفق است. در این میان، مینو بهتر از همه از کار درآمده و تماشاگر را به همدلی با خود وادار می کند.
ملودرام های اجتماعی سال های اخیر سینمای ایران به شدت از فقر بازیگر رنج برده و به یک تیم محدود و تکراری ختم شده که در بسیاری مواقع همچون پاشنه آشیل فیلم عمل می کند. اتفاقی که در دوئت هم رخ داده و تیم بازیگران آن متشکل از: علی مصفا، هدیه تهرانی و نگار جواهریان به هیچوجه به نقطه قوت آن تبدیل شده اند. ضمن اینکه حضور مرتضی فرشباف در نقش حامد و بازی خشک و بی انعطافش نیز لطمه اساسی به پیکره کار وارد کرده و مهمترین نقطه ضعف دوئت پس از فیلمنامه آن به حساب می آید.

 

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.