سه شنبه, ۵ بهمن , ۱۴۰۰ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5235 تعداد نوشته های امروز : 0×
رازها و دروغ ها
۳۰ آبان ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۴
شناسه : 22692
3
اختصاصی «سینما جریان» | نگاهی به فیلم «قهرمان» سینما جریان | در ادامه نقد و بررسی فیلم های روز سینمای ایران، «محمد جلیلوند» منتقد سینما در یادداشتی برای سینما جریان، درباره فیلم «قهرمان» ساخته «اصغر فرهادی» نوشته است.
نویسنده : محمد جلیلوند منبع : سینما جریان
پ
پ

بخش مهمی از فیلم های مشهور تاریخ سینما را آثاری تشکیل می دهند که تم اصلی و بنیادین خود را از مضامین حوزه اخلاقی گرفته و با بسط و گسترش دادن به آن، قصه های جذابی را خلق کرده اند. به ویژه آثاری که از این مضامین به شکلی زیرپوستی و دور از اغراق بهره گرفته و پیام خود را به بهترین شکل به مخاطبان خود عرضه کرده اند.
در سینمای ایران نیز به نمونه هایی از این جنس برمی خوریم که آثار سینمایی اصغر فرهادی در زمره آنها قرار دارند. فرهادی که به شهادت آثارش در مقام فیلمنامه نویس قوی تر از وجه کارگردانی اش عمل کرده، در تمامی فیلم هایش به مضامین اخلاقی به ویژه قضاوت و گناه پرداخته و از آن به عنوان ستون فیلمنامه های خویش بهره گرفته است. کاری که در آخرین ساخته سینمایی اش «قهرمان» نیز انجام داده است.
«اصفر فرهادی» در «قهرمان» که فیلمنامه ای شخصیت محور با ساختاری دوپرده ای به نظر می رسد، در همان یک ربع نخست شخصیت اصلی خود را به خوبی معرفی کرده و مساله اش را مطرح می کند. «رحیم» زندانی بند مالی بابت بدهی صدوپنجاه میلیون تومانی اش به «بهرام» سه سال را در زندان گذرانده و حال با سکه های پیدا شده توسط نامزدش «فرخنده» می خواهد نیمی از بدهی خود را پرداخت کند.
گره نخست هم همین جا زده می شود که سکه ها کفاف بدهی را نداده و رحیم آن را به زنی که صاحب سکه ها است، بازمی گرداند. «فرهادی» رحیم را در مقام قهرمان فیلم داخل یک کلاف قرار داده که هر چه بیشتر می رود، سردرگم تر و پیچیده تر می شود. درست مثل سکانس افتتاحیه فیلم که دوربین در نمایی سرپایین، رحیم را در حال بالا آمدن از پلکان های گروه مرمت نقش رستم نشان داده و همزمان با بالا رفتنش، هر چه بیشتر داخل داربست های زده شده محصور می شود.
مطلع شدن رییس زندان و معاون فرهنگی اش از کار خیر رحیم، قصه را وارد فاز تازه ای کرده و رحیم را در موقعیتی عجیب قرار می دهد. زندانی ای که نیتی برای بازپس دادن سکه ها نداشته اما کم بودن آنها و نیز رفتار تحقیرآمیز طلبکارش با او سبب شده قید آن سکه ها را بزند. حال او زیر نور رسانه رفته و مورد توجه بودن و ستایش شدن را تجربه می کند. نقطه طلابی فیلم قهرمان هم همین جاست: «جایی که فرهادی دست روی قدرت رسانه به ویژه رسانه های مجازی همچون اینستاگرام گذاشته و قهرمان خود را در چنبره آن گرفتار می کند. درست به مانند کاری که «استیون فریرز» در
فیلم قهرمان محصول سال ۱۹۹۲ انجام داد و اوج و حضیض شخصیت اصلی خود با بازی درخشان «داستین هافمن» را به تصویر کشید.»
فیلم آشکارا خالی از خرده داستان است که البته با توجه به تمرکز فراوان فیلمنامه روی «رحیم» در مقام شخصیت محوری، تا حدودی طبیعی به نظر می رسد. هر چند که این موضوع به شخصیت طلبکار (بهرام) و انگیزه های دخترش برای آسیب زدن هرچه بیشتر به رحیم لطمه وارد کرده و به این دو نفر وجوهی تیپیک بخشیده است. داستانک مربوط به فرخنده نیز بیش از آنچه که باید مینیمال از آب درآمده و با توجه به زمان صدوبیست و پنج دقیقه ای فیلم قابلیت پرداخت بیشتر و بهتر را داشته است. به ویژه رابطه کلیشه ای فرخنده و برادرش که بیش از هر چیز تماشاگر امروزی را به یاد سریال های قدیمی تلویزیون می اندازد!
در پرداخت شخصیت ها، «فرهادی» تا حدودی موفق نشان داده است: رحیم خوش قلب و تا حدودی ساده دل به خوبی تماشاگر را تحت تاثیر قرار داده و با خود همراه می کند. به ویژه در یک چهارم پایانی که رحیم مستاصل شده و در نهایت باید به یک انتخاب بزرگ دست بزند. قرینه رحیم را می توان فرخنده ای قرار داد که به رحیم با همه فراز و فرودهایش دل بسته و در عین حال باید با توجه به نوع شغلش (مربی گفتار درمانی)،آدمی با حوصله و مهربان باشد. «فرخنده» از آن دسته شخصیت های کنش مندی است که جای خالی آن در یک دهه اخیر به شدت در سینمای ایران حس می شود. اما این ظرافت ها را در دیگر شخصیت ها از بهرام و دخترش تا خواهر و شوهرخواهر رحیم کمتر می بینیم که نقطه ضعف قهرمان به حساب می آیند.
فرهادی در مقام کارگردان تلاش کرده تا فیلم متفاوت تری نسبت به ساخته های قبلی اش به ویژه «فروشنده» بسازد. به همین خاطر هم تماشاگر پیگیر آثار این کارگردان در مواجهه نخست با قهرمان، غافلگیر شده و حتی فیلم را پس می زند. به ویژه در سکانس های خیریه و گلریزان و نیز مشاجره رحیم و بهرام در مغازه بهرام که از دکوپاژی کاملا متفاوت برخوردار هستند. انتخاب «امیر جدیدی» برای ایفای نقش رحیم، سوالات بسیاری را در ذهن علاقمندان سینمای فرهادی پیش از اکران آن به وجود آورده بود. اما پس از تماشای آن به جرات می توان گفت که «جدیدی» یکی از بهترین نقش آفرینی های چند سال اخیر سینمای ایران را رقم زده و نشان داده که می تواند قالب های کلیشه شده را به راحتی بشکند. در این بین نباید از هدایت عالی فرهادی نیز غافل شد که بسیاری از خصوصیات فیزیکی همیشگی جدیدی را از او گرفته و شخصیت کاملا متفاوتی را خلق کرده است.
برای مثال نیز تنها کافی است به فرم بدن و شیوه راه رفتن اش توجه کنید. همینطور «سحر گلدوست» که در نخستین حضور سینمایی اش در نقش «فرخنده» درخشان ظاهر شده و شخصیت دوست داشتنی و همدلی برانگیزی را به تصویر کشیده است.

ثبت دیدگاه در سینما جریان

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.