Monday, 21 September , 2020
امروز : دوشنبه, ۳۱ شهریور , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 18727
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۲۳ شهریور ۱۳۹۹ - ۹:۳۳ | 570 بازدید |

شکوه، فریدون، رضا و دیگران

سینما جریان | ملودرام ها، بخش مهمی از تاریخ سینمای جهان را تشکیل داده و به عنوان یکی از ژانرهای پایه صنعت سینما به حساب می آیند. در سال های اخیر و با پیشرفت های فنی خارق العاده ای که در سینما صورت گرفته، به مرور ملودرام ها کمرنگ و کمرنگ تر شده و بخش کوچکی از تولیدات هرساله جهانی را به خود اختصاص می دهند. اما همچنان کیفیت والای خود را در نمونه های اعلا حفظ کرده و همچنان تماشاگران پروپاقرص خود را دارند.
شکوه، فریدون، رضا و دیگران

در ایران وضعیت تا حدودی متفاوت بوده و با توجه به بنیه ضعیف اقتصاد سینمای کشور، ملودرام ها به خصوص ملودرام های جامعه محور بخش مهمی از تولیدات سالیانه را به خود اختصاص می دهند. هر چند که نمونه های با کیفیت و اصیل بسیار اندک بوده و بقیه را فیلم های متوسط و اغلب ضعیف تشکیل می دهند. «بنفشه آفریقایی» ساخته «مونا زندی حقیقی» یکی از این دست نمونه های نادر است که در دوران رکود سینما به واسطه شیوع کرونا، به شکل آنلاین به نمایش درآمده که غنیمتی بزرگ برای دوستداران گونه ملودرام به حساب می آید.
دومین ساخته سینمایی زندی حقیقی که اولین آن «عصر جمعه» پس از گذشت نزدیک به پانزده سال به تازگی مجوز اکران ویدیویی گرفته، قصه سرراست و کم افت و خیزی داشته و سرصبر آن را برای تماشاگران خود تعریف می کند. یک مثلث عاشقانه که در راس آن زنی به نام شکوه قرار داشته و در اضلاع دیگر آن دو دوست قدیمی قرار دارند که هر یک در گذشته و حال همسر شکوه بوده و هستند. یک قصه عجیب و در عین حال جذاب که تمامی مولفه های یک ملودرام تماشایی را دارد.
فیلم از جایی شروع می شود که شکوه و همراه برادرزاده اش به آسایشگاه محل اقامت همسر سابق خود (فریدون) رفته و او را به خانه خود در شهری دیگر منتقل می کند. قرار گرفتن فریدون در خانه ای که شکوه همراه همسرش (رضا) که دوست سابق خود فریدون هم به حساب می آید، حادثه محرک فیلمنامه در پرده نخست به حساب می آید که تماشاگر را در بیم و امید نسبت به فرجام کار قرار می دهد.
اما یک اتفاق (کثیف کردن شبانه تشک تختخواب توسط فریدون)، یخ رابطه آنها را شکسته و به خوبی داستان را به جلو هل می دهد. به این ترتیب فریدون هم وارد بازی سه نفره شده و با ظرافت تماشاگر را به قضاوت درباره خود و رابطه اش با شکوه وادار می کند. نکته ای که نویسنده فیلمنامه (حمیدرضا بابابیگی) با هوشمندی در نظر گرفته، سرپوش گذاشتن روی دلیل جدایی فریدون و شکوه با وجود داشتن دو فرزند است. چرا که بنفشه آفریقایی، داستان جدایی این دو نیست بلکه قصه آدم های تنهایی است که یکی سر از گوشه آسایشگاه سالمندان در آورده و آن دو نفر دیگر هم زندگی شان سرد و خالی به نظر می رسد. هر چند که به نظر می رسد که تا حدودی شکوه از بیماری وسواس رنج می برد و در عین حال علاقه زیادی هم به مشارکت در حل و فصل مشکلات اطرافیان درست برخلاف فریدون و تا حدود زیادی رضا دارد.
از طرف دیگر، نویسنده فیلمنامه بخش مهمی از توان خود را صرف شکل دادن رابطه این سه نفر کرده و آن را با ظرافت به تصویر کشیده است. برای مثال تنها کافی است که به رابطه سرد و خشک رضا و فریدون در سکانس های آغازین فیلم نگاه کرده و آن را با سکانس تخته بازی کردنشان در آشپزخانه مقایسه کنید که در ادامه به تنشی کوچک میان رضا و شکوه ختم می شود.
در عین حال داستانک کوچکی هم برای بسط و گسترش قصه به خصوص در پرده میانی طراحی شده که به خوبی به تنه اصلی فیلمنامه می چسبد. داستانک دختر جوان آشنای شکوه که به پسری جوان علاقمند است اما مادرش مخالف ازدواج آنها است که در نهایت به یک حادثه محرک جذاب ختم می شود.
یک سوم پایانی فیلم برخلاف ریتم آرام و کند دو سوم ابتدایی، شتاب بیشتری داشته و به سمت نقطه عطف و در نهایت پایان بندی حرکت می کند. یک پایان درست نوشته شده که به خوبی از قواعد ژانر ملودرام تبعیت کرده و تماشاگرانش را راضی می کند.
فیلم هایی از جنس بنفشه آفریقایی که قصه چندان پروپیمان و پر افت و خیزی نداشته و براساس رابطه میان اندک شخصیت هایش پیش می رود، نیاز به بازیگرانی برجسته و کاربلد دارد. اتفاقی که در این فیلم رخ داده و مونا زندی حقیقی در انتخاب بازیگرانش فوق العاده عمل کرده است. «فاطمه معتمدآریا» بهترین گزینه موجود در بین بازیگران زن سینمای ایران برای ایفای چنین نقش هایی است. شخصیت هایی نسبتا پیچیده که در نگاه نخست سرراست به نظر می رسند و در عین حال باید تماشاگر را به همذات پنداری با خود وادار کنند. اتفاقی که معتمدآریا با بازی درخشانش رقم زده و به شکوه به بهترین شکل ممکن جان بخشیده است.
در طرف دیگر، سعید آقاخانی قرار دارد که در ادامه نقش های ماندگارش در سال های اخیر، ایفاگر نقش رضا شده است. مردی که سال ها پیش با فریدون دوست بوده و یکی دو سال پس از جدایی رسمی این دو با شکوه ازدواج کرده است. آقاخانی به خوبی تلاطم درونی رضا را به تصویر کشیده و در عین حال روی حسادت مردانه او نیز مانور می دهد. اما بدون شک، شاه نقش بنفشه آفریقایی متعلق به «رضا بابک» است. بازیگری کهنه کار که پس از سال ها به شکل غافلگیرکننده ای در نقش فریدون ظاهر شده و چند سکانس ماندگار را خلق کرده است. برای مثال تنها کافی است به بازی در سکوت او در بیست دقیقه نخست فیلم نگاه کنید.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.