Saturday, 24 October , 2020
امروز : شنبه, ۳ آبان , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 19138
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۹ - ۸:۰۹ | 459 بازدید |

هایلایت یک جنایت

سینما جریان | یکی از سوژه های موردعلاقه فیلمسازان ایرانی، «خیانت» است که از بیست و سه سال پیش به این سو، جای خود را بین ملودرام های اجتماعی سینمای ایران باز کرده و گاه جنجال های بسیار نیز به وجود آورده است. از عشق های مثلثی و مربعی گرفته تا آثار جشنواره پسند که همگی آنها در تم خیانت مشترک هستند.
هایلایت یک جنایت

جالب اینکه بیش از دو سوم این آثار هم فاقد کیفیت آنچنانی بوده و به واسطه شباهت به گزارش های صفحه حوادث و اجتماعی روزنامه ها، کاملا تاریخ مصرف دار هستند. در این بین تنها می توان فیلم های اصغر فرهادی همچون: «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» را به واسطه توانایی فوق العاده فرهادی در فیلمنامه نویسی و نیز کارگردانی، از فیلم های یاد شده جدا کرد.
«هایلایت» به کارگردانی «اصغر نعیمی» که این روزها در حال اکران آنلاین است، یکی از تازه ترین نمونه ها در این باب است که چهار سال پس از تولید و در روزهایی که کرونا گیشه سینماها را از سکه انداخته، پیش روی علاقمندان سینمای کشور قرار گرفته است.
بدون شک برگ برنده این فیلم در مواجهه با تماشاگران، نگاه متفاوت و نوی نویسنده فیلمنامه و کارگردان به مقوله خیانت است. جایی که دو نفر در مظن اتهام به خیانت در یک سانحه رانندگی، در وضعیتی وخیم روانه بخش مراقبت های ویژه شده و همسران این دو باید در این فضای خفقان آور معمای طرح شده را حل کنند.
فیلمنامه در پرده نخست خوب شروع شده و ضرباهنگ مناسبی دارد و خیلی زود هم به حادثه محرک نخست (تصادف) می رسد. در عین حال پس زمینه مناسبی هم برای یکی از قهرمان هایش (سعید) به عنوان مهندس معدن تدارک دیده که در پرده میانی بسیار به کار فیلم می آید. پیدا کردن فیلمی کوتاه در تبلت نسرین همسر سعید توسط لیلی همسر کوروش، به نقطه عطف پرده نخست ختم می شود که علاوه بر بالا بردن بار تنش داستان، به پیچیده تر شدن ماجرا کمک می کند. جایی که پرده از دوستی صمیمیانه کوروش و نسرین برداشته شده و تماشاگر را مشتاقانه به سمت پرده میانی فیلم هدایت می کند.
در این بخش، نعیمی به عنوان نویسنده فیلمنامه بیشتر تمرکز خود را روی لیلی و سعید به عنوان قربانیان خیانت گذاشته و قصه را پیش می برد. اما به شکلی کاملا کلیشه ای و دور از واقعیت که نمی تواند برای تماشاگر قابل هضم باشد. برای مثال هم می توان به رفتن لیلی به خانه مجردی سعید اشاره کرد که با سر رسیدن پدر نسرین همراه شده و یک تعلیق نصفه و نیمه ایجاد می کند.
نعیمی برای پیشبرد داستان در نیمه میانی، به جای ریزه کاری در پرداخت سعید و لیلی و عمق بخشیدن به آنها صرفا سراغ رابطه شکل گرفته میان این دو رفته و قصه را به اصطلاح کش می دهد. به همین خاطر هم تاثیر کوبنده آغاز فیلم به مرور از بین رفته و کار به جایی می رسد که دیگر برای تماشاگر زنده ماندن یا مرگ کوروش و نسرین اهمیت چندانی ندارد!. به هوش آمدن نسرین پس از چند روز ماندن در کما، نقطه عطف پرده دوم فیلمنامه به حساب می آید که تماشاگر را کنجکاو کرده و منتظر فرجام ماجرا نگه می دارد. اما آنچه که در آخر نصیبش می شود چیزی بیشتر از آنچه که می دانسته نیست. اینکه نسرین به واسطه شغل شوهرش مجبور به ماندن خارج از تهران بوده و در این دور بودن ها، دچار لغزش اخلاقی شده است.
به لحاظ شخصیت پردازی هم فیلمنامه با مشکلات عدیده ای مواجه است که مهمترین آن، لایه های اندک شخصیت ها است. برای مثال می توان به لیلی اشاره کرد که اطلاعات زیادی درباره او و خانواده اش به تماشاگر داده نشده و به همین خاطر هم قابلیت همذات پنداری ندارد. رابطه اش با خواهر در آستانه ازدواجش هم چیزی فراتر از کلیشه های مرسوم ملودرام ها نبوده و لایه ای ولو ناچیز به لیلی اضافه نمی کند. برادر کوروش هم یکی دیگر از شخصیت های بلاتکلیف و پادرهوای هایلایت است که تاثیر چندانی روی روند پیشرفت قصه نداشته و گاه در حکم ابزار صحنه است!. ایضا پدر نسرین که شمایلی تمام عیار و کاملا شکل گرفته براساس کلیشه پدر نگران سنتی است که تماشاگر با بی تفاوتی از کنارش عبور می کند. نسرین هم با وجود زمان اندک حضورش در فیلم می توانست بهتر و کنشمندتر از اینها باشد اما این اتفاق رخ نداده است.
نعیمی در انتخاب بازیگران فیلمش هم چندان موفق عمل نکرده و بخشی از ضعف کلی فیلم نیز به همین موضوع بازمی گردد. «آزاده زارعی» که بیشتر با شخصیت باران سریال آوای باران شناخته می شود، شناخت درستی از پرده بزرگ سینما نداشته و بیشتر متکی به همان آموزه هایش از قاب کوچک تلویزیون بوده است. به همین خاطر هم تماشاگر را به سمت خود نکشانده و حس همذات پنداری اش را برنمی انگیزد. اتفاقی که مشابه آن نیز برای «پژمان بازغی» رخ داده و آسیب زیادی به شخصیت سعید وارد کرده است. یک بازی کاملا بیرونی اغراق شده که هیچ امتیازی برای هایلایت به حساب نمی آید.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.