Saturday, 24 October , 2020
امروز : شنبه, ۳ آبان , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 19314
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۹ - ۹:۰۴ | 238 بازدید |

هیچ برای هیچ!

سینما جریان | سینمای کمدی با توجه به گسترده بودن موضوعی اش از زیرشاخه های متعددی بهره می گیرد که یکی از آنها «کمدی ابزورد» است. سبکی که مستقیما از دنیای نمایش و نمایشنامه نویس ها بیرون آمده سابقه ای یکصد ساله دارد.
هیچ برای هیچ!

قصه های کمدی تلخ و پوچ گرایانه ای که پس از پایان جنگ اول جهانی در ذهن نمایشنامه نویس ها شکل گرفته و پایه ابزورد در هنرهای نمایشی امروزی تلقی می شود. سینما نیز به عادت همیشه خود، در این زمینه هم از تئاتر وام گرفته و فیلم های زیادی را بر این پایه با کیفیت های متنوع خلق کرده است. کمدی هایی به ظاهر شیرین که در لایه های زیرین آن رگه هایی از تلخی موج می زند و تنها برای طیف خاصی از علاقمندان گونه کمدی جذاب و قانع کننده به نظر می رسد.
به همین خاطر هم فیلم هایی از این جنس در زمره پرفروش ترین کمدی ها قرار نگرفته اما طرفداران پروپاقرصی برای خود در گذر زمان دست و پا می کنند. در سینمای ایران نیز به اندک نمونه هایی در این باب برمی خوریم که در قیاس با سیل کمدی های ساخته شده در آن، ناچیز به نظر می رسند. دلیل آن هم به ذائقه و سلیقه سینماروهای ایرانی بازمی گردد. «عبدالرضا کاهانی» شاخص ترین فیلمساز در این وادی است که یکی از فیلم هایش با نام «اسب حیوان نجیبی» است، مهمترین کمدی ابزورد سینمای ایران در چهار دهه اخیر به حساب می آید که هم مورد توجه منتقدین و اهالی رسانه قرار گرفته و هم مخاطبان عام را راضی کرده و گیشه موفقی داشته است.
«بی حسی موضعی» تازه ترین نمونه از این دسته است که پس از اکرانی کوتاه مدت در سینماهای کشور، وارد بازار نمایش خانگی شده و در اکران آنلاین تا حدود زیادی مورد توجه علاقمندان سینمای ایران قرار گرفته است. فیلمی که تقریبا اغلب خصوصیات کمدی ابزورد را داراست و قصه یک خطی اش هم در این راستا قرار دارد.
«حسین مهکام» که سابقه همکاری با کاهانی را دارد، در این فیلم سراغ آدم هایی رفته که هیچ یک عادی به نظر نمی رسند و حال این آدم ها باید یک شب را با هم به صبح برسانند. یک ایده آشنا که ذهن تماشاگر را به سمت فیلمی همچون: «اسب حیوان نجیبی است» برده و حضور بازیگرانی همچون: «باران کوثری»، «حبیب رضایی» و «پارسا پیروزفر» هم آن را تشدید می کند. با ورود جلال به خانه ای قدیمی با دیوارهای رنگ و رو باخته، قصه آغاز شده و بلافاصله با شاهرخ و ماری (خواهر جلال) آشنا می شویم که عصر همان روز با یکدیگر ازدواج کرده اند بدون آن که جلال چیزی از ماجرا بداند.
با بیرون زدن جلال از خانه برای رفتن به طرف خانه دوست اهل موسیقی اش (بهمن)، شخصیت تازه ای به نام ناصر وارد فیلم می شود که ربط او به جلال در سکانس پایانی مشخص می شود.
مهکام که چنته ای خالی از قصه در بی حسی موضعی دارد، به شکل عجیبی در پرداخت شخصیت ها عمل کرده و تیپ های اغراق شده ای را خلق کرده که چندان واقعی به نظر نمی رسند. در حقیقت آنها بیشتر شبیه خوابگردها یا آدم های معتاد به مخدر هستند که دست تقدیر آنها را کنار هم قرار داده تا شبی را به صبح برسانند. درست برخلاف فیلم های ابزورد که شخصیت ها با وجود تیپیکال بودن لایه های بیشتری داشته و تماشاگر خود را نسبت به آنها تا این اندازه دور نسبت حس نمی کند.
جلال آدم دورغگویی است که خود را نویسنده می پندارد و همچنان برای نوشتن از یک ماشین تایپ کهنه استفاده می کند. درست مثل بهمن که در استودیوی کوچک خانگی اش مشغول تولید آهنگ است و برای سلامتی اش از شیر تاریخ مصرف گذاشته استفاده می کند. شاهرخ تنها شخصیت نسبتا معقول فیلم است که وضع مالی خوبی داشته و روی بازی های فوتبال هم شرط بندی می کند. ماری که بیشتر به آدم های دوقطبی نزدیک است، شخصیت جذاب تری نسبت به بقیه داشته و معقول تر هم به نظر می رسد. از معدود محاسن بی حسی موضعی، سبک نگارش دیالوگ های آن است که شوخی های بسیاری در آن نهفته و می تواند برای تماشاگر جذابیت هایی داشته باشد. در عین حال باید به ریتم تند و پینگ پنگی آن هم اشاره کرد که بازیگران آن را به خوبی درک و حفظ کرده اند. یکی از شوخی های تکرارشونده فیلم که بامزه درآمده، استفاده از صدای «محمد بحرانی» به جای گزارشگر بازی فوتبال است که به نوع گزارش های برخی گزارشگران داخلی طعنه می زند!.
«حبیب رضایی» که بازی درخشانش در اسب حیوان نجیبی است از یاد علاقمندان سینمای ایران نرفته، مهمترین عضو گروه سازنده بی حسی موضعی پس از حسین مهکام است که تهیه کننده اجرایی آن هم بوده است. فیلمی کاملا کم هزینه که جامعه هدف مخاطبانش تا حدودی معلوم بوده و در اکران آنلاین قطعا بیش از اکران فیزیکی مورد توجه قرار خواهد گرفت. رضایی انتخاب فوق العاده ای برای ایفای شخصیت جلال موذی، دروغگو و در عین حال ساده لوح است که به بهترین شکل خصوصیات یاد شده را به اجرا درآورده است. در کنار او باید به «حسن معجونی» اشاره کرد که از نقشی شبیه به برخی نقش های قبلی اش، نسخه تازه ای خلق کرده و بخش مهمی از بار کمیک فیلم را به دوش کشیده است.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.