Wednesday, 24 February , 2021
امروز : چهارشنبه, ۶ اسفند , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 21309
  پرینتخانه » اسلایدر, جشنواره فیلم فجر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۸ | 72 بازدید |

«یدو» و پایان کودکی

سینما جریان | سینمای کودک و نوجوان که زمانی یکی از مهمترین ژانرهای سینمای ایران به حساب می آمد و همواره در صدر پرفروش ترین فیلم های سال قرار می گرفت، پیوندی دیرینه با سینمای دفاع مقدس داشته و آثار بعضا درخشانی به همین واسطه خلق شده است. از بین آنها می توان به آثاری اشاره کرد که قهرمان خود را از طیف نوجوان انتخاب کرده و قصه را با محوریت آنها پیش می برند.
«یدو» و پایان کودکی

برای نمونه هم می توان به فیلم های «قله دنیا» ساخته عزیزالله حمیدنژاد و «پایان کودکی» به کارگردانی کمال تبریزی اشاره کرد که دومی کیفیت بهتری نسبت به اولی داشته و قصه خانواده چهار نفره ای را به تصویر می کشد که در آن پس از مرگ پدر، پسر نوجوان باید حریم خانواده را از گزند خطر بعثی ها حفظ کند.
در سال های بعد نیز به نمونه های باارزشی در این رابطه برمی خوریم که از شاخص ترینشان می توان به «اتوبوس شب» ساخته کیومرث پوراحمد و «۲۳ نفر» به کارگردانی مهدی جعفری اشاره کرد که این آخری جوایز زیادی هم کسب کرده و کارگردان آن در جشنواره سی و نهم فیلم فجر با دومین فیلمش «یدو» موفق عمل کرده است.
«مهدی جعفری» در «یدو» بار دیگر سراغ قشر نوجوان رفته و براساس فیلمنامه ای نوشته خودش و مهین عباس زاده بر گرفته از قصه ای از کتاب «زخم شیر» نوشته صمد طاهری، جلوی دوربین برده است. «یدو» فیلمنامه ای شخصیت محور داشته و نویسندگان کار هم عمده تمرکز خود را روی این شخصیت و پرداختش گذاشته اند.
فیلم در روزهای ملتهب محاصره آبادان و در روزهای نخست جنگ می گذرد و بخش مهمی از پرده نخست فیلمنامه نیز به کشمکش های «یدو» با مادرش بر سر ترک کردن شهر اختصاص دارد. «جعفری» از خلال این جر و بحث ها که خوب هم از کار درآمده، قصه خود را پیش برده و تکه هایی از پازل قهرمان خود را کامل می کند. هر چند که دلیل محکم و واحدی برای اصرار مادر یدو به ماندن در شهر، مطرح نشده و در آخر به «بزی» می رسد که حکم یکی از اعضای خانواده «یدو» را دارد.
نویسندگان کار برای جذاب تر شدن داستان، داستانک هایی را خلق کرده که یکی از آنها درباره رابطه «یدو» با دختر همسایه شان است و دیگری که کیفیت بهتری هم دارد، حول محور اصابت خمپاره به بازار شهر و عمل نکردن آن می چرخد. جایی که پای پسری جوان برای خنثی کردن بمب به قصه باز شده و رابطه ای میان او و یدو شکل می گیرد.
تغییر تدریجی یدو در نیمه دوم فیلم، آنچنان که باید متقاعدکننده نبوده و تاثیری که باید را روی تماشاگران فیلم نمی گذارد. در حقیقت جعفری در این بخش کم کاری کرده و یک نقطه قوت بالقوه را به یک پاشنه آشیل تبدیل کرده است!. در نقطه مقابل، شخصیت مادر بهتر از آب درآمده و تماشاگر نیز احساس نزدیکی بیشتری به او می کند.
مهدی جعفری که سابقه قابل اعتنایی به عنوان فیلمبردار در سینمای ایران داشته و فیلمبرداری درخشان سیاه و سفید اتوبوس شب هم کار اوست، در «یدو» برخلاف «۲۳ نفر» به سراغ بازی های فرمی رفته و بخش مهمی از فیلمش را به شیوه پلان ـ سکانس گرفته که در برخی سکانس ها جواب داده و در برخی دیگر؛ دلیل دراماتیک چندانی ندارد. جعفری در انتخاب بازیگرهایش هم خوب عمل کرده و دو بازی درخشان از «میلاد صویلاوی» و «ستاره پسیانی» در نقش های یدو و مادرش گرفته و بخش مهمی از بار دراماتیک فیلم را به عهده این دو گذاشته است.
اولی در نخستین نقش سینمایی اش هوش و توانایی عجیبی نشان داده که بخش مهمی از دینامیسم فیلم هم از آن نشات گرفته است. پسیانی هم در نقشی که فاصله سنی نسبتا قابل توجهی با او داشته، عالی ظاهر شده و با بهره گیری از تکنیک هایی که طی سال ها حضور روی صحنه تئاتر فرا گرفته خود را به نقش نزدیک کرده است.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.