Friday, 22 January , 2021
امروز : جمعه, ۳ بهمن , ۱۳۹۹
شناسه خبر : 20502
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۹۹ - ۹:۰۴ | 140 بازدید |

یک سینمای شخصی کارت پستالی!

سینما جریان | سال ها پیش و در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، فیلم هایی با سرمایه دولتی و پشتیبانی نهادهای سینمایی ساخته می شدند که آورده ای برای مخاطب عام تر سینما نداشته و در قشر نخبه پسند هم کمتر مورد توجه قرار می گرفتند. فیلم هایی به شدت تحت تاثیر آثار فیلمسازانی همچون: «آندره تارکوفسکی» و «سرگئی پاراجانف» که اساسا فیلم هایشان قصه های کلاسیک نداشته و بیشتر متکی به فرم بودند.
یک سینمای شخصی کارت پستالی!

موج به راه افتاده در این باب، چند سال بعد تحت عنوان پرطمطراق «سینمای معناگرا» گسترش بیشتری پیدا کرده و بودجه هنگفتی هم صرف آثار مربوطه شد که به ندرت می توان کمتر کسی را پیدا کرد که حاضر به تماشای بسیاری از فیلم های فوق باشد!. اصطلاح «سینمای شخصی» که تعریف دقیق و مشخصی هم برایش یافت نمی شود، از همان ایام بر سر زبانها افتاده و در سال های اخیر گهگاه به نمونه های موفقی هم ختم شده است. آثاری متفاوت با جریان روز سینمای ایران و بدنه آن که در آن نویسنده فیلمنامه و کارگردان در جایگاه مولف، جهان ذهنی خود را می سازند.
«صفی یزدانیان» یکی از موفق ترین فیلمسازان از این باب است که در فیلم قبلی خود «در دنیای تو ساعت چند است؟» موفق به خلق جهان مورد علاقه خود شده و در عین حال آن را به گونه ای ترسیم کرده که مخاطب جدی تر سینما هم می تواند با آن ارتباط برقرار کرده و از آن لذت ببرد.
«ناگهان درخت» آخرین ساخته سینمایی یزدانیان که این روزها اکران آنلاین را تجربه می کند، به نوعی ادامه فیلم پیشینش به حساب آمده و می توان آن را مکملی بر آن دانست. به ویژه اینکه در دو فیلم یاد شده، عناصر مشترک زیادی وجود داشته و همین امر ارتباط با دنیای «ناگهان درخت» را ساده تر می کند.
فیلم با یک جلسه روانکاوی آغاز می شود که در آن قهرمان فیلم «فرهاد» به عنوان بیمار در مطب روانشناس، در مقام اول شخص به روایت داستان زندگی خود می پردازد. بخش نخست، اختصاص به دوران کودکی او دارد که در واقع حدیث نفس خود یزدانیان به حساب می آید. فصلی شاعرانه و اندکی مطول که طی آن؛ با شخصیت عاشق و رویاپرداز فرهاد آشنا شده و شاهد عشق او به سینما نیز هستیم. در این بخش، فیلمساز اطلاعات مفیدی نسبت به گذشته فرهاد به تماشاگر داده و در عین حال او را با یکی دیگر از شخصیت های کلیدی فیلم یعنی مادر فرهاد آشنا می کند.
یزدانیان روی رابطه عاطفی مادر و پسر خوب کار کرده و آن را به یکی از نقاط قوت فیلم خود تبدیل کرده است. در عین حال، علاقه دیرینه اش به گیلان به عنوان سرزمین مادری را همچون فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» نشان داده و قاب های درخشانی هم خلق کرده است.
در پرده میانی، با فرهاد جوان همراه می شویم که با «مهتاب» ازدواج کرده و حال در بحبوحه جنگ به دنبال راهی برای خروج از ایران می گردد. دستگیری این دو بر سر قرار با فرد قاچاقچی، نقطه عطف پرده دوم فیلمنامه محسوب می شود که قصه را وارد فاز تازه ای کرده و تماشاگر را در تعلیق بابت وضعیت بغرنجی که فرهاد در آن گرفتار شده، قرار می دهد.
بخش مهمی از این فصل، اختصاص به بازجویی از فرهاد دارد که شباهتی با نمونه های مشابه سینمایی پیش از خود نداشته و کاملا در امتداد پرده نخست قرار دارد. یکی از سکانس های درخشان آن هم جایی است که بیرون برف می بارد و هم سلولی فرهاد از او می خواهد بیرون را تماشا کند و فرهاد با دیدن برف به خاطرات کودکی و دوچرخه سواری اش برمی گردد.
در پرده پایانی، این بار با فرهادی میانسال مواجه می شویم که با مهتاب پس از آزادی از زندان، زندگی تازه ای را آغاز کرده است. در این بخش، یزدانیان بار دیگر به سراغ رابطه مادر و فرزندی فرهاد و مادرش «هما جون» رفته و بخش دیگری از نوستالژی هایش را به تصویر می کشد.
یزدانیان که خود فیلمنامه «ناگهان درخت» را نوشته، برخلاف فیلم قبلی اش، حتی علاقه ای به گرفتن ارتباط با مخاطب نخبه گرا نیز نشان نداده و کاملا اثری شخصی ساخته که این شخصی بودن را در لحظات مختلف فیلم به راحتی می توان مشاهده کرد. از فیلم های کلاسیک و موسیقی قدیمی گرفته تا فضای رشت، جنگل و در نهایت دریا که یزدانیان به شکل مطلوبی از آنها به عنوان عناصری کلیدی برای غنای هرچه بیشتر تصاویر فیلمش بهره گرفته است. اما مشکل اینجا است که این زیبایی از حد کارت پستالی فراتر نرفته و به قصه چفت نمی شود. قصه ای دو خطی و بی رمق با شخصیت هایی تک بعدی و فاقد لایه های درونی که تماشاگر برای نزدیک شدن به آنها کار بسیار سختی دارد!. فرهاد که مهمترین شخصیت ناگهان درخت به حساب می آید، نمونه کامل شخصیت های اشاره شده در بالا است و در این بین تنها شخصیت «هما جون» است که تا حدودی به داد فیلم رسیده و چند لحظه درخشان را خلق کرده است.
یزدانیان در انتخاب بازیگران فیلمش هم موفق عمل نکرده و آن را به یکی از پاشنه آشیل های «ناگهان درخت» تبدیل کرده است. از «پیمان معادی» و «مهناز افشار» گرفته تا «شقایق دهقان» و «مهراب قاسم خانی» که فاصله اساسی با نقش های خود داشته و به باور تماشاگرانشان نمی نشینند. به خصوص دو تای دوم که هیچ سنخیتی با نقش های خود نداشته و به نظر سورپرایز یزدانیان برای تماشاگر البته به شکلی کاملا وارونه به حساب می آیند!. در این بین، تنها «زهره عباسی» در نقش «هما جون» درخشان ظاهر شده و برگ برنده واقعی فیلمساز در مواجهه با تماشاگر به حساب می آید.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.