Sunday, 19 September , 2021
امروز : یکشنبه, ۲۸ شهریور , ۱۴۰۰
شناسه خبر : 22219
  پرینتخانه » اسلایدر, سینما جریان +, سینمای ایران, نقد فیلم تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۲:۵۹ | 248 بازدید |

یک نسخه شفابخش موقت برای سینمای کرونازده!

سینما جریان | در ادامه نقد و بررسی فیلم های روز سینمای ایران، «محمد جلیلوند» در یادداشتی برای سینما جریان، درباره فیلم «دینامیت» ساخته «مسعود اطیابی» نوشته است.
یک نسخه شفابخش موقت برای سینمای کرونازده!

استفاده از الگوهای آشنا و امتحان پس داده، یکی از ارکان فیلم های کمدی به حساب می آیند که تماشاگر هم آشنایی ذهنی با آنها داشته و نسبت به شوخی های شکل گرفته بر این اساس عموما واکنش مثبت نشان می دهند. اما اگر همین الگوها با ظرافت به کار گرفته نشده و نخ نما شده جلوه کنند، کلیت فیلم را به مخاطره انداخته و می تواند شکست تجاری یا هنری و گاه توامان آن را رقم بزنند. اتفاقی که در فیلم سینمایی «دینامیت» ساخته «مسعود اطیابی» رخ داده و فروش فوق العاده آن در روزهای نخست می تواند بیش از هر چیز ناشی از رکود وحشتناک ماه های اخیر سینماهای ایران و فقدان فیلم جدید باشد.
«حمزه صالحی» و «شیما محمدبیگی» که سابقه نویسندگی شان به جنگ تلویزیونی «خنده بازار» باز می گردد، از الگوی کلاسیک قرار گرفتن دو نفر با ظاهری متفاوت با دیگران در وضعیتی بغرنج بهره گرفته و پایه شوخی‌های خود را براساس آن گذاشته است. ورودی خوبی نیز برای آن در نظر گرفته شده که اطلاعات مفیدی را درباره سکنه خاص یک آپارتمان به تماشاگر می دهد. در عین حال این بخش بانمک هم از کار درآمده و قلاب خود را به مخاطب وصل می کند.
ورود «هادی» و «محمدحسین» مذهبی به این آپارتمان، نقطه عطف نخست فیلمنامه دینامیت محسوب می شود که قصه را وارد فاز تازه ای می کند. مثلثی متشکل از این دو، «اکبر» و دو خواهر «ساناز و زیبا» شکل گرفته و قصه بر این اساس پیش می رود. در این بین اندک داستانک هایی هم خلق می شود که مهمترین آن علاقه «زیبا» به «محمدحسین» با وجود همه تفاوت های فکری میانشان است.
نویسندگان دینامیت از همان فرمولی استفاده کرده اند که «پیمان قاسم خانی» هم در فیلم «مارمولک» از آن بهره گرفته و کمدی درخشانی را خلق کرده است. اما مشکل اینجاست که در دینامیت با یک سلسله شوخی مواجه ایم که صرفا زنجیروار کنار یکدیگر قرار گرفته و تنها به خنداندن تماشاگر می اندیشند بدون آن که به درام فکر کرده و توجهی به شخصیت پردازی کنند!. به همین خاطر ما با تعدادی تیپ تکراری روبرو هستیم که از دل تضاد میانشان شوخی هایی شکل گرفته و قصه به جلو حرکت می کند.
سکانس دعای کمیل خواندن هادی و محمدحسین و دوستانشان در حالی که در طبقه بالا ساناز و زیبا پارتی گرفته اند، بر همین اساس شکل گرفته و کارکرد درستی در ساختار فیلمنامه دارد. اما در ادامه، مانور نویسندگان دینامیت روی این وجه از قصه آن را به دام تکرار می اندازد. انداختن بار زیادی از قصه به دوش «اکبر» به عنوان یکی از شخصیت های محوری، دیگر شخصیت ها را به اصطلاح از سکه انداخته و توازن بینشان را برهم می زند.
در بین شخصیت ها، اکبر از همه بهتر از آب درآمده و شیرین بودنش تماشاگر را به سمت او می کشاند. تلاش محمدحسین و هادی برای اصلاح او، شوخی های نسبتا خوبی را شکل داده و پایان بندی دینامیت هم بر این اساس شکل می گیرد. هادی یک کپی تمام عیار از تمامی شخصیت های متشرع بیست سال اخیر سینمای ایران به حساب می آید که تقریبا هیچ نوآوری ای در خلق آن به کار گرفته نشده است!. وضعیت محمدحسین هم چندان بهتر از هادی نبوده و کلیشه های دم دستی و نخ نما شده لطمات زیادی به او وارد آورده اند. یک تیپ آشنای اصلاح طلب که توسط نویسندگان کار خلق شده تا شوخی های سبک و بی کیفیتی با این جناح سیاسی شکل بگیرد. ساناز و زیبا هم کلیشه شده ترین شخصیت های فیلمنامه محسوب می شوند که هویت درست و حسابی نداشته و فاقد هرگونه لایه درونی هستند.
«مسعود اطیابی» که پیش از این هم در گونه کمدی سابقه کار داشته، تلاش زیادی برای مفرح کردن فیلمش به خرج داده و در این مسیر ریتمی تند را برای فیلمش برگزیده است. در عین حال دینامیت ساختاری کلیپ وار دارد که بیش از هر چیز به نوع فیلمنامه آن بازمی گردد.
از طرف دیگر، اطیابی تلاش ویژه ای برای خوش آب و رنگ کردن فیلم خود به خرج داده که مخاطب عام را به لحاظ بصری راضی نگه می دارد. در انتخاب بازیگر برای فیلم های کمدی، عموما چنته سینمای ایران خالی بوده و یک دایره کوچک را پیش روی سازندگان این آثار قرار می دهد. اطیابی هم از این منظر به مشکل خورده و بازیگرانی را انتخاب کرده که با وجود گرانقیمت بودن آن کیفیت لازم را ندارند.
«پژمان جمشیدی» یکی از آنها است که بدترین و گل درشت بازی فیلم متعلق به اوست: تخت، خشک و کلیشه ای. «احمد مهرانفر» هم وضعیت چندان بهتری نداشته و سرگردانی عجیبی در نقش آفرینی اش به چشم می خورد. «نازنین بیاتی» در نقش ساناز جای کار بیشتری نسبت به «زیبا کرمعلی» که در فیلم «لاتاری» بازی درخشانی هم داشت، داشته و چند لحظه خوب در بازی اش به چشم می خورد.
فیلم هایی از جنس دینامیت در این روزهایی که سینمای ایران را کرونا از نفس انداخته، نسخه شفابخش موقتی محسوب می شود.

نویسنده : محمد جلیلوند | منبع خبر : سینما جریان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت سینما جریان در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.